تبليغاتX
Iranian UK.com

Iranian UK.com

مقالات.فیلم ها

کارت ژستالهای سال نو

 
 
25 Chrismas shop .JPG
 
 
 
 
 
 
 
زیبا ترین کارت ژستالها رو اینجا ببینین دوستان...............
+ نوشته شده در  2008/1/3ساعت 9 PM  توسط jojo  | 

سلام

 

www.amhband.blogfa.com

+ نوشته شده در  2008/1/3ساعت 9 PM  توسط jojo  | 

سال نو مبارک

سال نو ولادت مصیح مظهر علم و پیشرفت که آثار آن را در اروپا وآمریکا می بینیم را به پیشگاه عالمان عالم تبریک می گویم .
+ نوشته شده در  2008/1/3ساعت 9 PM  توسط jojo  | 

تاتو

تاتو
+ نوشته شده در  2008/1/1ساعت 1 PM  توسط jojo  | 

گاو

عاقبت بازی با گاو
+ نوشته شده در  2008/1/1ساعت 1 PM  توسط jojo  | 

عکس بچه

+ نوشته شده در  2008/1/1ساعت 1 PM  توسط jojo  | 

هنوزژ

+ نوشته شده در  2008/1/1ساعت 1 PM  توسط jojo  | 

شکست عشقی و خود کشی دختر جوان

Cost DVD Duplication

شكست عشقي، دختر جوان را به سوي مرگ كشاند
تحقيقات در پرونده دختر جواني كه در پي شكست عشقي با خوردن قرص برنج خودكشي كرده است در دادسراي جنايي تهران آغاز شد.
 به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر روز سه شنبه هفته جاري به بازپرس ويژه قتل تهران خبر دادند، دختر جواني بر اثر مصرف قرص برنج دچار مسموميت شده و جان باخته است. پس از اعلام اين گزارش به دستور بازپرس روشن، تحقيقات كارآگاهان براي مشخص شدن انگيزه اين دختر 26 ساله به نام ساناز براي پايان دادن به زندگي اش آغاز شد. بنابراين ماموران دريافتند ساناز همراه مادرش زندگي مي كرده است. مادر ساناز به پليس گفت؛ من از شوهرم جدا شده بودم و سال ها بود كه با ساناز زندگي مي كردم. او در مورد دوستانش يا رفت و آمدهايي كه داشت زياد با من صحبت نمي كرد. ساناز دختر كم حرفي بود، حتي وقتي به شدت ناراحت بود من نمي توانستم بفهمم چرا ناراحت است. او هميشه مرا مقصر زندگي آشفته اش مي دانست. اين زن ادامه داد؛ روز حادثه هم وقتي به خانه آمدم وسايل ساناز در خانه بود اما هرچه صدايش كردم جواب نداد. وارد اتاقش كه شدم ديدم بيهوش روي زمين افتاده و يك قوطي در كنارش است، بلافاصله او را به بيمارستان رساندم اما كار از كار گذشته بود و پزشكان گفتند او قرص برنج مصرف كرده است. ساناز اين اواخر بسيار ناراحت بود و فكر مي كنم با پسري كه از مدتي قبل با وي دوست بود دچار مشكل شده بود. پس از اظهارات مادر ساناز اولين فرضيه يي كه در ذهن كارآگاهان نقش بست، خودكشي دختر 26 ساله به خاطر يك شكست عشقي بود، اما آنان براي اثبات اين فرضيه بايد پسر مورد علاقه ساناز را كه سينا نام دارد تحت بازجويي قرار مي دادند. سينا در جريان تحقيقات گفت؛ من و ساناز همديگر را دوست داشتيم و چند سال بود كه با هم در ارتباط بوديم، اما من شرايط ازدواج نداشتم، ساناز هم خيلي اصرار داشت كه با هم ازدواج كنيم، وقتي به او گفتم نمي توانم اين كار را بكنم، خيلي ناراحت شد و بدون اينكه با من حرفي بزند رفت. چندين بار تلفن كردم تا شايد بتوانم ناراحتي را از دلش بيرون كنم اما جوابم را نداد. من نمي خواستم صدمه يي به ساناز وارد شود. اين پسر جوان افزود؛ در آغاز دوستي من و ساناز، من او را با خانواده ام آشنا كردم، سپس ساناز به خانه ما مي آمد و به خواهرم درس مي داد و با مادرم هم رابطه خوبي داشت. من و ساناز در كنار هم احساس خوبي داشتيم. حتي زماني كه من براي اولين بار ساناز را به پدر و مادرم معرفي كردم، آنها گفتند كه ما نمي توانيم با هم ازدواج كنيم و ساناز هم پذيرفت، اما چون من در آن زمان گفته بودم كه به رغم گفته پدرم با او ازدواج مي كنم، انتظار داشت شرايط را فراهم كنم، اما نتوانستم. مادر سينا نيز در بازجويي ها به پليس گفت؛ ساناز خانواده آشفته يي داشت و از اين بابت رنج مي برد. از سويي ما دوست نداشتيم پسرمان با دختري ازدواج كند كه قبلاً با او رابطه داشته است، ضمن اينكه ازدواج شرايطي مي خواست كه پسر من نداشت. روزي كه پسرم ساناز را به من معرفي كرد به او همه چيز را گفتم. دلم نمي خواست اين احساس در ساناز وجود داشته باشد كه سينا از او سوء استفاده مي كند. وقتي پسرم گفت كه هر چند وقت يك بار مي خواهد ساناز را به خانه بياورد و ديدارهايشان در منزل باشد، من پذيرفتم، چون در اين صورت هم تحت كنترل خودم بودند و هم اينكه توسط پليس دستگير نمي شدند. ساناز با همه اعضاي خانواده دوست شده بود و با هيچ كس مشكل نداشت. اواخر به خاطر اينكه سينا به او گفته بود آنها نمي توانند با هم ازدواج كنند با هم دعوا كردند و بعد ديگر من ساناز را نديدم. با توجه به اظهارات سينا، بازپرس روشن اين جوان را به اتهام رابطه نامشروع بازداشت كرد و هم اكنون تحقيقات از وي ادامه دارد.
+ نوشته شده در  2007/12/31ساعت 9 PM  توسط jojo  | 

گاو هویل

این شب در واقع همان شب چله یا یلدا میباشد . طبق نقل از گذشتگان که شاید یک افسانه هم باشد در یکی از سالهای دور برف سنگینی می بارد که بارش آن خیلی طول می کشد وافراد آن دیار را برای پارو کردن دچار مشکل می کند وهمه افراد این روستا به دلیل عدم توانایی در پارو کردن برفها با ریزش سقف از بین می روند غیر از یک خانواده که از پنج پسر ویک پدر پیر تشکیل شده بود که دلیل غلبه آنها بر این سختی درواقع دانایی پیر مرد بود که از طولانی بودن آن شب آگاه  بوده و روز قبل از آن گاو بزرگ  خود را که رنگ آن تقریبا نارنجی بود سر بریده و برای پسرانش از آن غذای مقوی پخته در این میان پسران خود را به دو گروه تقسیم  می کند که یک گروه برف پارو می کردند وگروه دیگر غذا می خوردند و این دو گروه مدام جای خود را عوض می کردند .دلیل  انتخاب این اسم برای این شب رنگ گاو می باشد که در زبان کردی به آن هویل می گویند.....
+ نوشته شده در  2007/12/31ساعت 4 PM  توسط jojo  |